مدت زمانی کمی از انفجارهای اخیر اهواز گذشته است اما بنظر می رسد همچون اتفاقات چند ماه پیش باید داستان را خاتمه یافته فرض کرد البته تا اتفاقات بعدی.در این مدت سعی نمودن تحلیلی موثق و نزدیک به واقعیت را بیابم که بتوان با شرایط منطقه و منطق سلیم تطبیق داد.آنچه -بشکلی خلاصه و زبانی ساده-در پی می آید تحلیلی است که به نظر من بیشترین قرابت را با حقایق و وقایع دارد.
خوزستان به عنوان نفت خیز ترین استان ایران جز مناطق استراتژیک ایران محسوب می گردد.به همین علت چشم طمع بسیاری از کشورهای استعماری به ثروت این استان بوده است.تنوع قومی و اختلافات حاصل از آن یکی از مهمترین علل نا امنی و بی ثباتی این منطقه می باشد.پس از انقلاب و بروز اختلافات بسیار میان ایران و انگلستان الگوی رفتاری بریتانیا تغییرات محسوسی نمود.آنها که در اثر حضور ۱۰۰ساله خود در خوزستان بخصوص آبادان و همچنین جنوب عراق و بالاخص بصره با شناخت مناسب از شرایط منطقه روابط حسنه ای با برخی نیروهای عرب برقرار کرده انداز این مهرها بخوبی در حفظ منافع خود بهره می برند.
حال در این مورد خاص-انفجارهای اهواز و خطوط نفت و گاز دیگر مناطق استان-سر نخ این اقدامات را می توان به دستگاههای جاسوسی انگلستان مرتبط دانست-با کمک عناصرناراضی قومی- که بواقع به چند دلیل مشخص دست به این جنایات زده اند.اولا رفتار نیروهای ایرانی در اسیر کردن سربازان بریتانیاو برخوردتحقیر آمیز با آنها،دوما اعتقاد انگلستان به دست داشتن برخی نیروهای نزدیک به حکومت ایران در وارد آوردن تلفات به نیروهایشان در بصره.
آنها با این انفجارها این پیام روشن را به ایران می دهند که دخالت در امورد داخلی عراق برضد نیروهای انگلیسی عواقب بدی را برای ثبات استان نفت خیزی همچون خوزستان درپی خواهد داشت.شاید هدف دیگری که انگلیسیها دنبال می کنند بلند مدت تر و پیچیده تر باشد.برخی آگاهان سیاسی اعتقاد دارند آنها با بی ثبات کردن این منطقه و تشدید نارضایتی عمومی-اگرمورادی همچون میلیاردها تومان کلاهبرداری توسط سیدهای قلابی را بتوان توطئه خارجی دانست-در تلاش اند زمینه را برای تشکیل یک دولت عربی-شیعی با استفاده از برشی از ایران و عراق مهیا نمایند.
انگلستان همیشه معتقد بوده است که اشغال ایران مقدور نیست و روسیه اجازه نخواهد داد آمریکا و انگلیس در نیمه ی شمالی ایران حضور نظامی داشته باشندوهمچون واقعه طبس -حتی به شکلی غیر مستقیم-به کمک ایران خواهد شتافت.پس بهترین راه را دو یا چند شقه کردن ایران می داند که خوزستان در این بین نقشی محوری را به عهده خواهد داشت تا از یک سو وهابیهای عربستان را کنترل نماید و در سوی دیگر شیعیان غیر عرب ایران را تحت فشار قرار دهد.باید دید آمریکا در این میان چه نقشه ای را طرح ریزی نموده است.زمان همه چیز را مشخص خواهد نمود.